عاشورا

با سلام خدمت همه (؟) دوستانه عزیزم .( چه اونایی که نظر میدن چه اونایی که به دلایلی نظر هم نمیدن )

دو نوحه زیبای أنا مظلوم حسین و  لیش تأخر عباس؟ همراه  ترجمه و  آهنگشو میزارم امیدورام مورد استفاده قرار بگیره .

 

أنا مظلوم حسین

ای ز صولت لا فتی الا علی در شأن تو {خطاب به حضرت زینب کبری است سلام الله علیها و روحی فداها}
می برد شمر از سرت معجر، فکیف تصبحون؟ {معجر=روسری، فکیف تصبحون= شما را چه پیش خواهد آمد}

آل بو سفیان به عزت، فی بیوت آمنین {= در خانه هایشان در امنیت به سر می برند}
آل ما دور از وطن، یا لیت قومی یعلمون {= کاش این قوم می دانستند}

انعم الله علینا برسول مدنی {خداوند به واسطه رسولی مدنی بر ما نعمت روا داشته}
هو جدی، و ابی و واصف الکرم علی {که ان پیغمبر جد من است. و علی پدر من و ....است}

خیرة الله من الخلق أبی {پدرم علی بهترین خلق خداوند....}
بعد جدی، فأنا ابن الخیرتین {... پس از پیغمبر است. و من فرزند دو برگزیده}

فضة قد خلصت من ذهب {من نقره ای هستم که از طلا بیرون آمده است}
فأنا الفضه و ابن الذهبین {پس من نقره ام و فزند دو طلا- حضرت رسول(ص) و امام علی(ص)}

ذهب ٌمن ذهب ٍ فی ذهب ٍ {طلایی از طلا و در طلا}
و لجینٌ فی لجین ٍ فی لجین ٍ {و نقره ای در نقره اندر نقره}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟}
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}

لیس والله سوانا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست}
فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده ‌}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر
چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر

و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر
چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر

همه در ریختن خون من آن بی کس و یاور
شده آماده و بگرفته به کف نیزه و خنجر

و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟}
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}

لیس والله سوأنا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست}
فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده ‌}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

من له جد کجدی فی الوری {چه کسی در عالم پدر بزرگی مانند پدر بزرگ من دارد؟}
او کشیخی؟ فأنا ابن العلمین {یا پدری چون پدر من دارد؟ پس من فرزند دو زعیم و سالار هستم}

فاطم الزهرا امی، و ابی {فاطمه زهرا مادرم هست و پدرم کسی است که...}
قاصم الکفر ببدر و حنین {... کمر کفر را در بدر و حنین شکست}

عبدالله غلاما یافعا {و پدرم- علی- در حالیکه نو جوانی بود خداوند را پرستش می کرد}
و قریش یعبدون الوثنین {در حالیکه قریشیان آن دو بت را می پرستیدند}

یعبدون اللات و العزی معا {آنها لات و عزی را با هم می پرستیدند}
و علی کان صلی القبلتین {در حالیکه پدرم - علی- بر هر دو قبله -مکه و قدس- نماز گذارده بود}

فأبی شمس، امی قمر {پس پدر من خورشید است و مادرم ماه}
فأنا الکوکب و ابن القمرین {و من ستاره و فرزند دو ماه و خورشید}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی؟
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

أنا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی {عطش مرا فرا گرفته و کلام و زبانم آتش گرفته}
أنا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی {تشنه هستم و قلب و سینه ام سوخته است}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار
تو ای ملحد مکار
تو ای کافر غدار

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی:

حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم {من حسینم و نور خورشید و ماه هستم و کششده و دو رگ گردن بریده}
امام الحرمینم أنا الفضه وابن الذهبینم {پیشوای حرمین مکه و مدینه ام، منم نقره و فرزند دو طلا- علی و فاطمه سلام الله علیهما-}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

منم شهپر جبریل منم آیه ی تقدیر
منم نخله خوبان منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین
http://tebyan.net/download/1386/11/20080128105816850.zip

------------------------------------------------------------------------------------------

لیش تأخر عباس؟ 

 من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

أنا یاحسین العزیزة ... سکنة یا صیوان داری
ای حسین! ای سرپناه من! من سکینه، دردانه تو هستم.

اعتذر منک یابوی ... وادری مقبول اعتذاری
ای پدر! از تو مغذرت می خواهم و می دانم عذزخوای من قبول می شود.

بسبب لن حشمت عمی ... من العطش وبقلبی ناری
چرا که من بودم که از عطش از عمویم آب تقاضا کردم آتشها در دل من شعله ور شد.

وراح عمی وانتظرته ... حتی ملّیت انتظاری
و چنین بود که عمویم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم که از انتظار خسته شدم.

ملیت .. ظلیت .. انطر واحسب لحظات
از انتظار خسته شدم پیوسته؛ لحظه ها رو شمردم.

وتنوح .. هالروح .. تقدر تصبر هیهات
و این جان به لب رسیده فریاد می کرد.

دمعی یهمی ... جفنی مدمی ... وینه عمی
شاکم جاری است؛ چشمان خونین است.

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

انتظر والقلب یـخفق ... مثل جنحان الیمامه
انتظار می کشم در حالی که قلبم مانند بال پرندگان در حال پر پر زدن است.

قلت لیش طلبت منه ... المای واخذتنی الندامه
به خودم گفتم چرا از عمویم آب طلب کردم. خود را سرزنش کردم و به شدت پشیمان شدم.

هم صدق یرجع لی عمی ... برایته وجوده وحسامه
آیا عمویم باز خواهد گشت؟ آیا علم و مشک آب و شمشیر او را خواهم دید؟

ریت لا یروی دلیلی ... بس یرد لی بالسلامه
من سیراب شدن را نمی خواهم؛ فقط می خواهم به سلامتی پیش من برگردد.

یاریت .. لا جیت .. لا منه طلبت المای
کاش به کربلا نمی آمدم؛ کاش از او آب طلب نمی کردم.

ونیت .. اتـمنیت .. لا تبرد نار حشای
هرگز آتش دل سرد نمی شود.

هذا هضمی .. موتی حتمی .. وینه عمی
این بلای عظیمی است که به من وارد شده؛ مرگم حتمی است. عمویم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

هاک خذ مرسال منی ... وللقمر روح وتعنه
ای پدر! این پیغام را از من بگیر و پیش ماه شب چهارده (قمر بنی هاشم) برو.

انشد علیه الشریعه ... بلکی تسمع خبر عنه
از نهر علقمه درباره او سؤال کن تا شاید خبری از او بگیری.

ولو ان یا بوی لقیته ... عن لسانی اعتذر منه
و اگر ای پدر او را یافتی، از زبان من از او عذرخواهی کن.

قله یاعباس ارجع ... ما ترید المای سکنه
به او بگو ای عباس! بررگد. سکینه دیگر از تو آب نمی خواهد.

ترجیت .. وادعیت .. یاریتک حی تلقاه
آرزو می کنم و دعا می کنم که او را زنده بیابی.

موجود .. وردود .. ترجع للخیمه ویاه
صحیح و سالم؛ سرزنده؛ با او به خیمه گاه برگردی.

هو حلمی .. هو عزمی .. وینه عمی
او رویای من است؛ او امید من است؛ عمویم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

من البین یاحسین من زغری وشاب الراس
وای از دست جدا؛ ای حسین! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.

تانیت نادیت لیش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دیر کرد؟

ریته یـمی .. یـجلی همی .. وینه عمی
کاش پیش من می ماند و غم مرا برطرف می ساخت؛ عمویم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دیر کرد؟

http://www.mosalmane-kamel.persiangig.com/ya%20hoseyn.wma

 ------------------

اینم نوحه عمو عباس که بسیار زیباست، دلم نیومد نزارمش . حتما دانلودش کنید :

http://www.avamehr.ir/nkqom/index.php?option=com_remository&Itemid=1&func=download&filecatid=77

            

                                                   التماس دعا